خويشتن شناسي معماي بزرگ زندگي ماست . خويشتن شناسي شامل من کيستم ،به کجا مي روم ،چه مي کنم مي باشد ، خويشتن شناسي بخش اساسي هويت ما را تشکيل مي دهد . تا مادامي که نـدانيم چـه مي کنيم و به کجا مي رويم و از زندگي چه مي خواهيم ، نمي توانيم هويت واقعي خود را تشکيل دهيم بايستي ياد بگيريم و در زندگي خويش تعقل کنيم .به عبارت ديگر به اين درجه از خود آگاهي برسيم که به اين سئوالات بدرستي جواب دهيم و گرنه نمي توانيم هويت واقعي خود را شکل دهيم .

هويت اجتماعي بدون ”خود“ نا موجه است . مفهوم خود با مفاهيم اجتماعي و هويتي که شخص با آن درگير است ، همراه است ، «حقيقت وجود ما هماني نيست که هستيم بلکه چيزي است که از خويشتن مي سازيم» آنچه فرد را مي سازد وابسته به اعمال و رفتارهاي سازنده اي است که فرد در پيش مي گيرد .خود فهمي منوط به نيت باطني و اساسي تري است که در ساخت و باز ساخت مفهومي منسجم نتيجه بخش براي هويت شخص نقش دارد. (گيدنز،  1378 : 112 )

هر خود منفرد ، مرکز تجسم يافتة سيهري اجتماعي از خود و ديگران است . کانون آمد و شدهاي دروني بيروني و دانمي و داده ستانده هاي تبادلي که برخي از آنها در خود حک مي شوند و برخي نيزنمي شوند . (جنکينز 1380 : 82 ).

 مشكلات هويت يابي :

جستجوي هويت، همواره با سايه‌اي از ابهام، نگراني و ترديد همراه است. همه ما حتي نوجوان درصدد است تا در دنياي پرازدحام و شديداً متغير، جايگاه خود را بيابد و هويتي از خويش به دست آورد. «نوجوانان هويت موردنظر را آن گونه كه مايل هستند، به وجود مي‌آورند و به اين سئوال هميشگي پاسخ دهند كه ما كيستيم؟ و براي چه زندگي مي‌كنيم؟»(شرفي، 1374)

نوجوانان آگاهانه تلاش مي‌كنند تا نقش‌هاي مختلفي را بيازمايند. به اين اميد كه نقشي را بيايند كه با آنها «تناسب داشته باشد». در دورة نوجواني ، هويت يابي مسئله‌اي حاد مي‌شود، تا حدودي به اين دليل كه نوجوان روز به روز تغيير مي‌كند. در دوران نوجواني فرد با مجموعه‌اي از تغييرات رواني يا فيزيولوژيكي، جنسي، شناختي و همچنين تقاضاهاي شغلي و اجتماعي جديدي روبرو مي‌شود. بي‌شك چنين هويتي، غالباً محصول فرهنگ، تربيت خانواده، گرايشها و نگرشهاي آنان است، ليكن بايد توجه داشت كه نوجوان در شرايطي بعضاً به معارضه با تأثيرات فرهنگي و خانوادگي بر مي‌خيزد و درصد است از نو هويتي را بيافريند.(شرفي، 1374).

اريكسون، معتقد بود كه هويت از دو راه ممكن است منحرف شود . ممكن است پيش از آنكه رشد كند تثبيت شود (يعني پيش از موعد شكل بگيرد) و يا اينكه بدون هيچ محدوديتي گسترش يابد.

  هويت يابي زودرس

وقفه‌اي است كه در فرآيند شكل گيري هويت ايجاد مي‌گردد. هويت يابي زودرس تثبيت زودرس تصور فرد از خودش است كه اين تثبيت در ساير امكانات و توانائيهايي كه شخص براي توصيف خود دارد تأثير مي‌گذارد. نوجواناني كه هويتشان پيش از موعد تثبيت مي‌شود ، تأئيد ديگران برايشان اهميتي اساسي دارد. عزت نفس آنان تا حدود زيادي بستگي به تأئيد ديگران دارد. در ضمن اين دسته به ارزش‌هاي سنتي مذهبي بيشتر علاقمندند و كمتر تأملي و يا فكر عملي مي‌كنند.

منابع :

ـ جنكينز ، ريچارد ،‌ (1380) هويت اجتماعي ترجمه تورج ياراحمدي ـ تهران نشر شيرازه .

رجايي ، فرهنگ (1382) مشكله  هويت ايرانيان امروز ، تهران:نشرمرکز 

شولتز و شولتز ، (1379) ، روانشاسي شخصيت ، ترجمه يحيي سيد محمدي ، تهران : نشر ويرايش

- شرفی ، محمد رضا (1379)جوان وبحران هویت تهران :نشر سروش