سياستهاي مبارزه با فساد اقتصادي
سياستهاي مبارزه با فساد اقتصادي
رسول حسن زاده[1
فساد و مبارزه با آن امروزه در بسياري از كشورهاي مختلف جهان به عنوان يك مسئله اساسي موردنظر است. مهمترين علل فساد اقتصادي در بخش عمومي به تصديهاي دولت در اقتصاد مربوط ميشود و شامل محدوديت هاي تجاري، يارانههاي صنعتي، كنترل قيمتها، نرخهاي چندگانه ارزي، دستمزدهاي پايين در خدمات دولتي ، تجاري، و ذخاير منابع طبيعي مانند نفت است . فساد اقتصادي سبب كاهش سرمايهگذاري و كندي رشد اقتصادي و در نهايت باعث عدم تحقق اهداف توسعه اقتصادي در كشور ميشود درآمد هاي مالياتي كاهش مييابد و كيفيت زير ساختهاي اقتصادي و خدمات عمومي تنزل پيدا ميكند.اساسيترين سياست هاي مبارزه با فساد اقتصادي و اصلاحات اقتصادي شامل ايجاد نهادهايي بدين منظور، افزايش دستمزدهاي بخش عمومي، كاهش اندازه دولت در اقتصاد، حسابرسي مالي دقيق، استقلال رسانههاي ارتباط جمعي، استقلال دستگاه قضايي، مشاركت شهروندان، تمركز زدايي و اصلاح فرهنگ جامعه است كه مي توان دراقتصاد كشور پويايي ايجاد نماييد ودر نهايت باعث رشد وشكوفايي در اقتصاد ملي شود. در اين مقاله ضمن تاكيد بسيار زياد بر مبارزه با فساد اقتصادي در كشور، پيشنهاداتي نيزدر راستاي اصلاحات اقتصادي و برنامه ملي مبارز با فساد براي دست يابي به توسعه اقتصادي ارائه گرديده است.
فساد اقتصادي به يكي از مشكلات مهم كشورهاي در حال توسعه تبديل گرديده است، عدهاي براين عقيدهاند كه اصولاً راهي براي حل اين مشكل وجود ندارد. عدهاي نيز برآنند كه مجازات و تنبيه عاملين فساد تنها راه حل مشكلات مقابله با فساد اقتصادي است. مشكل فساد اقتصادي حل نخواهد شد، مگر آنكه عوامل و ريشههاي بروز اين پديده زشت را كشف و ريشهكني اين عوامل را براي مقابله با فساد مهيا گردد. دراين مقاله ضمن توصيف عوامل بروز فساد،نقش آزادسازي اقتصادي و مقرراتزدايي در حل مشكل فساد را تشريح مينمائيم. هدف اصلي اصلاحات اقتصادي،ايجاد بازارهاي رقابتي و برطرف كردن عوامل اغتشاش در قيمتها است. تا از اين طريق فضاي مهآلود و تيره اقتصادي جاي خود را به شفافيت دهد و كارايي اقتصادي جاي رفتارهاي نامعقول، فرصتطلب و غير موجه را بگيرد. دخالتهاي دولت مهمترين عامل گل آلود شدن آبي است كه رانت خواران و انحصارگرايان درآن ماهي ميگيرند.
دخالت دولت در فعاليتهاي اقتصادي باعث ميشود كه دولت در بسياري از مواد نقش توليدكننده يا توزيع كننده كالاهاي صنعتي را داشته باشد. دولت به بسياري از فعاليتهاي صنعتي و كشاورزي يارانه زيادي اختصاص داده و كسب رانت ميتواند منافع سرشاري داشته باشد. پرداخت تسهيلات بانكي،زمين و مواد اوليه به نرخ دولتي از جمله تسهيلات ارائه شده از سوي دولت به متقاضيان احداث واحدهاي صنعتي يا كشاورزي است. هم شهروندان متقاضي كالاها و خدمات و هم كارمندان مسؤول، از فرصتهايي كه روش توزيع دولتي براي كسب منافع از طريق رانت ايجاد ميكند آگاه هستند. واضح است كه هرقدر ميزان مداخله دولت در امور توليدي و توزيعي بيشتر باشد، تقاضا براي فساد نيز بيشتر است.
حضور دولت در فعاليتهاي اقتصادي و صنعتي و سياستهاي قيمتگذاري عامل مهمي در جرايمي مانند ارتشاء به حساب ميآيد. غالباً قيمت فروش يك محصول توليدي از قيمت بازار آزاد آن به مراتب پايينتر است و اين امر باعث افزايش تقاضا نسبت به عرضه خواهد شد. به اين دليل دولت ناچار است از بين متقاضيان طبق معيارهايي، افراد واجد شرايط را انتخاب كند. ارزيابي شرايط متقاضيان و انتخاب افراد واجد شرايط به عهده دستگاههاي اداري است و به كارمندان مسؤول قدرت زيادي داده و زمينه جهت ارتشاء فراهم ميگردد.
چنانچه دولت در فروش كالاهاي خود از قيمتهاي تعادلي (قيمتي كه با ايجاد تعادل بين عرضه و تقاضا ايجاد ميشود) استفاده كند، ديگر انگيزهاي براي شهروندان براي متوسل شدن به اين روشها وجود ندارد. هنگامي كه دولت در مكانيزم بازار اختلال ايجاد كرده و باعث ايجاد صف و بازار سياه ميشود، اين دخالتها به طور گستردهاي افزايش فسادهاي اقتصادي را به دنبال دارد.
فساد اقتصادي يا مالي چيست؟ فساد مالي نقض قوانين موجود براي تامين منافع و سود شخصي است از فساد غالباً به عنوان يك بيماري شديد نام برده ميشود. بيماري نظير سرطان و يا ايدز كه بطور بيرحمانه از يك سازمان به سازمان ديگر و از يك نهاد به نهاد ديگر سرايت ميكند، بطوريكه تمام نهادهاي موجود را تحليل برده تا منجر به فروپاشي سيستم سياسي حاكم شود رواج فساد مالي به درستي به عنوان يكي از مهمترين موانع در راه پيشرفت هاي موفقيتآميز اقتصادي، براي مثال در كشورهاي آسيايي و آفريقايي، برشمرده شده است.
سطح بالاي فساد مالي ميتواند موجب ناكارآمدي سياست هاي دولتي شود تحقيقات موجود نشان ميدهد كه فساد باعث كاهش سرمايهگذاري و در نتيجه كاهش رشد اقتصادي خواهد شد. فساد مالي ميتواند فعاليت هاي سرمايهگذاري و اقتصادي را از شكل مولد آن به سوي رانتها و فعاليت هاي زيرزميني سوق دهد فساد مالي ميتواند موجب پرورش سازمانهاي وحشتناكي مانند مافيا شود فساد گسترده و فراگير يكي از نشانههاي ضعف حاكميت است و عملكرد ضعيف حاكميت ميتواند روند رشد و توسعه اقتصادي را رو به تحليل برد.
اگر بخواهيم به علل و عوامل رواج فساد مالي اشاره كنيم بايد گفت، اقتصادهاي از بالا هدايت شده يكي از پايههاي پرورش رشوهخواري و فساد مالي است، تجربه كشورهاي جنوب آسيا مؤيد آن است همچنين اگر مديران قدرت فراوان داشته باشند و درعين حال فقير باشند تمايل به فساد مالي تشديد ميشود يكي ديگر از علل گسترش فساد خاصيت مسري بودن آن است در تحقيق و بررسي كه پارلمان ايتاليا در سال 1993 درباره فساد مالي مافيا انجام داده است مشخص شد اعتقاد به اين كه ديگران هم همين كار را ميكنند يكي از دلايل مكرر فساد مالي بوده است رفتار مبتني بر فساد در بين مقامات بالا تاثيري فراتر از پيامدهاي مستقيم ناشي از آن رفتار دارد، لذا سرنخ فساد را بايد بين مقامات بالا جستجو كرد.
براي مبارزه با فساد چه ميتواند كرد؟ با اصلاح ساختارهاي سازماني و قوانين اين امكان وجود دارد كه تعادل بين منافع و ضررهاي ناشي از رفتار مبتني بر فساد مالي را جرح و تعديل كرد اصلاحات ساختاري در حوزههايي چون ماليات، قوانين معاملات خصوصي و توسعه پروژههاي زيربنائي تحت مسئوليت دولت، ضروري است اصلاحات نهادي براي افزايش شفافيت و پاسخگوئي بخش دولتي و كمك به سازمانهاي مستقل ضرورت دارد دولتها بايد در اين راستا در ايجاد ساختارهاي نهادي مورد نياز رشد عادلانه ترديد نكنند. در چين قديم به بسياري از بروكراتها حق نيفتادن به دام رشوهخواري و فساد مالي پرداخته ميشد كه آنرا يانگ – سين ميناميدند تا انگيزه اطاعت از قانون و سلامت نفس آنان تقويت شود اين اقدام و ديگر اقدامات مشابه ترغيبي ميتواند كارايي داشته باشد اما به سختي ميتوان به انگيزههاي صرف مالي مانع رشد فساد مالي شد فراتر از اين، نياز به تمركز روي الگوها و ارزشهاي غالب ضرورت دارد به عبارت ديگر براي درك كامل چالش فساد مالي بايد فرضيهاي كه ارزش ها و هنجارها را ناديده ميگيرد و نتيجه ميگيرد كه صرفاً منافع افراد آنان را به سمت فساد مالي سوق ميدهد را كنار بگذاريم وجود نظامهاي شفاف قوانين و مجازات به همراه اقدامهاي جدي ميتواند از جمله ارزشهايي باشد كه شخص آن را محترم ميشمارد احترام به اين گونه ارزشهاي حكم حصاري در برابر فساد مالي را دارد فساد مالي طاعون دموكراسي است پس بايد قبل از اين كه شروع شود متوقف شود.
2- معرفي شاخصهاي فساد:
در سال هاي اخير بيشترين توجه در كشورها به آثار اقتصادي فساد، معطوف شده است. دراين ارتباط عدهاي در مطالعات مختلف نشان دادهاند كه عوامل اصلي كه فساد را در جامعه افزايش ميدهند عبارتند از: بوروكراسي، سطح دستمزدهاي بخش دولتي ، نقش قوانين، خصوصاً قوانين ضد فساد، دردسترس بودن منابع طبيعي، درجه رقابت، تجارت آزاد و همچنين سياست صنعتي كشورها.
در مقابل عدهاي ديگر توجه خود را به آثار و عواقب فساد متمركز كردهاند، به عبارت ديگر در گزارشات خود نشان دادهاند، فساد بر روي رشد اقتصادي، سرمايهگذاري دولتي ، سرمايهگذاري مستقيم خارجي، نابرابري درآمد و فقر موثر است. همچنين اين گروه نشان دادهاند كه فساد بركارائي اقتصاد، عدالت و رفاه اثر داشته است. براساس اعتقاد برخي از اقتصادانان بستر مناسب فساد در اكثر كشورهاي 'تجارت و سياست” ميباشد. اين عده فساد بادرجه بالا را با يك اثر منفي مانند 'گريس در چرخهاي اقتصادي” تعريف كردهاند.
1-Rasoul_hasanzadeh9@yahoo.com
این وبلاگ به منظور توسعه سطح علمی مدیران کشور و پل ارتباطی بین دانشجویان مدیریت و حسابداری ساخته شده است.و سعي شده است كه از جديدترين و پر مخاطبترين مطالب استفاده گردد و اينجانب اعلام ميدارم در تمامي مراحل آماده پاسخگويي به سوالات مدیران و دانشجويان و دوستان گرامي در زمينه مديريت، حسابداری، سرمایه گذاری در بورس و مشاوره پایان نامه و تجزیه و تحلیل آماری مي باشم.