شناسايي شاخص هاي منابع انساني در بخش بهداشت و درمان
شناسايي شاخص هاي منابع انساني در بخش بهداشت و درمان
چكيده:
اهداف: هدف اين مقاله طراحي و شناسايي شاخص هاي منابع انساني در بخش بهداشت و درمان است كه اين كار با بررسي مدل ها و روش هاي تدوين شاخص ها و نهايتاً طراحي يك چارچوب مفهومي جهت طبقه بندي و فهرست بندي شاخص هاي تدوين شده صورت گرفت.
متدولوژی پژوهش: در تحقيق حاضر با توجه به اهميت موضوع و اهداف پژوهشي از روش توصيفي – پيمايشي استفاده شده است. محيط پژوهش در اين مطالعه بخش بهداشت، درمان و آموزش پزشكي ايران و جامعه پژوهش ادارات نيروي انساني دانشگاه هاي علوم پزشكي و خدمات درماني ايران است. جهت بررسي روند پژوهش در طرح تحقيقاتي شناسايي شاخص هاي منابع انساني و به منظور عملي كردن مراحل مختلف علمي طرح يك چارچوب اجرائي براي طرح تنظيم گرديد و براساس آن شاخص ها تدوين و اعتبار سنجي شد. پس از مطالعه و بررسي مدل ها و الگوهاي متعدد از جمله مدل دفتر حسابرسي عمومي كانادا، مدل سازمان بهداشت جهاني(WHO) ، مدل سرآمديEFQM، مدل مطلوب اين طرح با عنوان مدل IPPO ارائه شده توسط وينستون(1998) جهت تدوين شاخص هاي كاربردي انتخاب گرديد شاخص هاي تدوين شده مورد اعتبار سنجي قرار گرفت و در اداره نيروي انساني دانشگاه علوم پزشكي اصفهان اجرا گرديد.
يافته ها: شاخص هاي طراحي شده در زمينه مديريت منابع انساني به 7 گروه طبقه بندي شده كه شامل درون داده فرآيند برون داد، كارآيي و بهره وري و پيامد است جمع كل شاخص ها در اين طبقات 60 شاخص ميباشد كه از ميان كل شاخص ها، 5 شاخص در گروه درون داد، 21 شاخص در گروه فرآيند، 10 شاخص برون داد، 4 شاخص در گروه اثربخشي، 14 شاخص به گروه بهره وري و 2 شاخص مربوط به پيامدها است. سپس براي هر يك از شاخص ها شناسنامه اي تهيه گرديد و در آنان نيروي انساني دانشگاه علوم پزشكي اصفهان به صورت آزمايشي محاسبه و اعتبارسنجي شد.
نوع پژوهش: توصيفي- پيمايشي
مقدمه:
امروزه منابع انساني با ارزش ترين عامل توليد و مهمترين سرمايه هر سازمان و ايجاد كننده قابليت هاي انساني هر سازماني است. مديريت منابع انساني شامل تمام تصميم گيري هاي مديريتي و اقداماتي است كه روي ماهيت ارتباط بين سازمان و كارمندان آن يا منابع انساني تأثير مي گذارد.
بدين لحاظ مديريت منابع انساني از جايگاه و اهميت خاصي در سازمان برخوردار است زيرا از يك طرف بايد خواسته ها و انتظارات مديران رده بالا را به كاركنان ابلاغ كنند و از طرف ديگر نيازها ودرخواست هاي كاركنان را به مديران رده بالاي سازمان اطلاع دهند. به هر حال طبيعت و ماهيت اين مديريت مستلزم همكاري بسيار نزديك آن با ساير مديران و سرپرستان و كليه كساني است كه مسئوليت نظارت و كنترل و ايجاد هماهنگي تعدادي از نيروهاي انساني را به عهده دارند(يعقوبي، 1380).
شمار زيادي از دگرگوني هاي محيطي و سازماني نيز به افزايش برنامه ريزي منابع انساني و مديريت امور كاركنان و منابع انساني ياري داده اند.اين دگرگوني ها سبب شده اند كه آينده نگر بودن، فراگير بودن و مناسب بودن برنامه هاي مديريت منابع انساني ضرورت روزافزون يابد.
از طرفي سازماندهي اقداماتي در زمينة جذب و توزيع نيروي انساني، توسعه و بهسازي منابع انساني و نگهداري منابع انساني ،ميتواند تأثير به سزايي در افزايش كيفيت خدمات داشته باشد. نظارت و ارزشيابي اين فعاليت ها و اقدامات مديران را از نيازهاي منابع انساني سازمان، فرهنگ سازماني و نگرش آنها آگاه ساخته و شناسايي فعاليت هاي لازم را براي بهبود كيفيت خدمات و كاهش هزينه امكان پذير مي سازد. مديريت منابع انساني حوزه بهداشت و درمان نيز از اين قاعده مستثني نيست .بخش بهداشت و درمان نقش توانايي در تربيت نيروي انساني متخصص و حرفه اي پزشكي و نيز هدايت سيستم عظيمي به نام شبكه هاي بهداشتي و خدمات درماني برعهده دارد. بدين ترتيب كميت و كيفيت نيروي انساني اين سيستم بر سرعت ارائه خدمات، هزينه و دقت صرف شده و به طور كلي كيفيت خدمات بهداشتي و درماني تأثير شگرفي دارد. پس هدايت اين منابع انساني متناسب با تغيير و تحولات محيط درون و برون بخش بهداشت و درمان امري ضروري است(2001وWHO).
در واقع كاركرد بهينه بخش بهداشت و درمان در گرو مديريت مؤثر و بهينه منابع انساني اين بخش ميباشد. ارزيابي برنامه ها و اقدامات مديريت منابع انساني يا به عبارتي ديگر عملكرد واحدهاي منابع انساني به تحليل نقاط قوت و ضعف اين واحدها و اصلاح و بهينه سازي سازمان كمك ميكند. سنجش عملكرد به سازمان كمك ميكند كه به اين پرسش كه چرا منابع عمومي صرف اين فعاليت ها ميشود جواب دهند( طبيبي و ملكي، 1382).
امروزه براي اصلاح عملكرد سازمان ها، سنجش اساس كليه اقدامات اصلاحي است. بدين لحاظ تعيين شاخص ها و اندازه گيري آنها به سازمان ها اجازه ميدهد تا آگاهانه بتوانند در مورد ثبات و بقاء فرآيندها، شناسايي فرصت ها، براي اصلاحات و تصميم گيري در خصوص ميزان تطابق اصلاحات براساس معيار از قبل تعيين شده قضاوت نمايد(2001وWHO )..
هر ارزشيابي و نظارتي وقتي به شكل مؤثر انجام ميشود كه شاخص هاي دقيق و مناسبي براي قضاوت و تصميم گيري در اختيار داشته باشد. وجود شاخص هاي مناسب و كاربردي به عنوان قدم اصلي در راه ارزشيابي و سنجش مؤثر عملكرد مديريت منابع انساني سازمان تلقي ميشود .تعيين شاخص ها اين امكان را به مدير ميدهد كه علاوه بر سنجش ميزان تطابق عملكرد با مديريت منابع انساني اهداف ، نقاط قوت و ضعف سازمان را بهتر بشناسد و گام هاي مؤثري را در راه اصلاح و بهبود سازمان بردارد. در اين راستا طراحي مدل مناسب جهت طراحي و تدوين شاخص ها از اهميت ويژه اي برخوردار است كه در اين تحقيق از مدل IPPO ارائه شده توسط وينستون(1998) استفاده شده است.
این وبلاگ به منظور توسعه سطح علمی مدیران کشور و پل ارتباطی بین دانشجویان مدیریت و حسابداری ساخته شده است.و سعي شده است كه از جديدترين و پر مخاطبترين مطالب استفاده گردد و اينجانب اعلام ميدارم در تمامي مراحل آماده پاسخگويي به سوالات مدیران و دانشجويان و دوستان گرامي در زمينه مديريت، حسابداری، سرمایه گذاری در بورس و مشاوره پایان نامه و تجزیه و تحلیل آماری مي باشم.