خط مشي گذاري کلید موفقیت مدیریت
خط مشي گذاري : خط مشي، صرفاً اتخاذ يک تعميم نيست، بلکه فرآيندي است شامل تمام
اقدامات که از زمان احساس مشکل شروع ميشود و نهايتاً به ارزيابي نتايج حاصل از
اجراي خط مشي، ختم ميگردد.در مفهوم کلي خط مشي، الگوي پايداري است که انتظارات
مختلف و گاهي متناقض را پاسخ داده و براي جلب همکاري در حل مسائل، ايجاد انگيزه
مينمايد، خط مشي دو ويژگي دارد :الف) خط مشي، الگويي عملي است، نه يک رويداد مجرد
و انتزاعي.ب) خط مشي، عملي اجتماعي محسوب ميشود زيرا بايد عوامل ناسازگار را با
ايجاد انگيزه براي اقدام جمعي در افرادي که اهداف مشترک دارند را شناسايي کند.تاسيس
ادارههاي جديد، تغيير و تحول در گردش کار سيستمها و سازماندهي گروهها از جمله
اقداماتي هستند که به واسطه ادراک خط مشي گذاران از ضرورت جوابگويي به نيازها و
برقراري نظم، به عمل ميآيدو جنبه عمومي و اجتماعي دارند.از متداول ترين طبقه بندي
انواع خط مشي به قواي سه گانه هيات حاکمه مربوط ميشود که متناسب با حوزه فعاليت،
اختيار و عملکرد خط مشيهاي سه گانه را تهيه و تدوين مينمايند :
الف) خط مشيهاي قضايي(gudicial Policies) :به وسيله قوه قضائيه و دادگاهها اتخاذ و تدوين ميشود مانند دستورالعملهاي قوه قضائيه
ب) خط مشيهاي اجرايي (Executive Policies) :به وسيله سازمانها و دستگاههاي قوه مجريه تهيه و تنظيم ميشود نظير بخشنامههاي وزارتخانهها يا هيات دولت
ج) خط مشيها تقنيني (Legislative Policies) :به وسيله نمايندگان مجلس قانونگذاري از طريق ارائه طرحها يا لوايح قانوني مطرح و تصويب ميشوند مانند قوانين موضوعه بايد توجه داشت هر سازمان يا ارگاني که بخواهد براي اجراي برنامهها خود خط مشي انتخاب کند بايد فرآيند زيرا سپري نمايد :
الف) مرحله شناخت، درک و بيان مسئله يا شکل. ب) ارجاع و طرح مسئله در سازمانها و موسسات عمومي .ج) شکل گيري، تهيه و تدوين خط مشي عمومي.د) قانوني کردن و مشروعيت بخشيدن به خط مشي عمومي.ه) ابلاغ و اجراي خط مشي.و) ارزيابي خط مشي عمومي اجرا شده .
تمام مطالب فوق براي تعيين و اجراي خط مشي عمومي ميباشد ولي در سازمانها و ارگانهاي مختلف بايد الگوي خاص را طراحي نمود، بايد توجه داشت طراحي مدل، عملي خلاق بوده و ذهني آفرينش گر و نوآور ميطلبد، مدل سازي بايد براساس الگو برداري از اجزاي يک پديده در دنياي واقعي، خلق گردد، عمده مدلهاي خط مشي، که براي تصميم گيرندگان طراحي و به عنوان بهترين الگو مورد استفاده قرار ميگيرد اين گونه ميباشد :
الف) مدل نهادي (خط مشي به مثابه يک بازده نهادي) :سازمانهاي دولتي در طي دوراني طولاني، کانون اصلي مطالعات علوم سياسي بوده اند و به طور کلي فعاليتهاي سياسي بر موسسات دولتي نظير قواي سه گانه سازمانهاي محلي و شهرداريها متمرکز است و از لحاظ قانوني خط مشي عمومي به وسيله اين نهادها،تعيين، اجرا و امحال ميشود. به يک خط مشي، زماني عمومي گفته ميشود که توسط چندين موسسه دولتي پذيرفته شده باشد.عموماً سازمانهاي دولتي با تاکيد بر الگوهاي رفتاري که نظم مشخصي را در بلند مدت استمرار ميدهد، تاکيد دارند.
ب) مدل فرآيندي (خط مشي گذاري به مثابه فعاليتي سياسي)
ج) مدل عقلايي «خط مشي به مثابه حداکثر دستاورد اجتماعي» (Rational Model): خط مشي را عقلايي گويند که اولاً : ميزان ارزشها و مقاديري که به دست ميآورد، از آنچه از دست مي دهد بيشتر باشد.ثانياً : نتايج حاصل از آن نسبت به ساير خط مشيهاي قابل انتخاب، مطلوب تر باشد.در برخورد عقلايي با خط مشي علاوه بر بررسي متغيرهاي قابل اندازه گيري با واحد مالي، بايد ارزشهاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي که با موضوع خط مشي ارتباط دارند را در نظر گرفت.براي انتخاب خط مشي عقلايي، خط مشي گذاران بايد :
1-بر همه اولويتهاي ارزش جامعه و اهميت آنها واقف باشند.
2-با همه گزينههاي موجود خط مشي آشنا باشند.
3-پيامدهاي ممکن را براي هر خط مشي، پيش بيني کند.
4-نسبت هزينه به منفعت را براي همه گزينهها محاسبه کند.
5-بهترين گزينه را به عنوان خط مشي مطلوب انتخاب کند.
در مدل عقلايي براي تعريف مساله بايد دو مرحله احساس مشکل و ادراک مشکل را از هم متمايز نمود.در مرحله احساس، خط مشي گذاران بايد عارضهها و رويههاي بيروني مشکل را دريابند و در مرحله ادراک آن را ريشه يابي کند.برخي از موانع خط مشي گذاري عقلايي : 1-هيچ منفعت اجتماعي وجود ندارد که در مورد آن توافق کلي وجود داشته باشد.2-منافع و هزينههاي بي شماري را که با هم سازگار نيستند نميتوان بررسي کرد.3-خط مشي گذاران براي اتخاذ تصميمات بر مبناي اهداف اجتماعي انگيزهاي ندارند.
د) نظريه بازي «خط مشي گذاري به عنوان انتخابي عقلايي در شرايط رقابتي»(Game Theory Model) : اين نظريه به بررسي تصميمات عقلايي در محيطي رقابتي بين دو يا چند نفر (گروه) ميپردازد.در شرايط رقابتي بازده هر گزينه براي يک طرف، مرتبط به نتايج گزينه طرف ديگر ميباشد.نظريه بازي الگوي ذهن و استقرائي خط مشي گذاري است، اين تئوري توضيح نميدهد افراد واقعاً چگونه تصميم ميگيرند ولي نشان ميدهد که اگر افراد کاملاً عقلائي تصميم بگيرند در وضعيت رقابتي چگونه موضع خواهند گرفت.ضوابط «بازي» آشکار ميسازد که چه انتخابهايي در اختيار تمامي «بازيگران » قراردارد. ساده ترين شکل آن،يک ماتريس (2×2) است يعني فقط دو بازيگر در بازي شرکت کرده و هر بازيگر فقط دو گزينه براي انتخاب دارد.
ادامه مسير تغيير مسير
گزنه اول نتيجه1 نتيجه2
گزنه اول نتيجه3 نتيجه4
در خانههاي ماتريس، چهار پيامد احتمالي داريم، در نظريه بازي نتيجه واقعي و بازده هر بازيگر به امتياز او و رقبايش بستگي دارد.امتياز اختصاص يافته به هر نتيجه به صورت ارزشهاي عددي و کمي، در يکي از خانههاي ماتريس نشان داده ميشود.براي روشن شدن موضوع به اين مثال توجه کنيد « اگر دو راننده خودروهاي خود را با سرعت زياد در جهت مخالف يکديگر هدايت کند و قسمتي از هر خودرو بر روي خط مياني جاده باشد و هيچ کدام از راننده هامسير خود را به سمت راست خودشان تغيير ندهند، با هم برخورد ميکند، ولي رانندهاي که جهت خودروي خود را تغيير ميدهد،بازنده ميباشد.زيرا زودتر ترسيده است، البته که هر دو راننده ترجيح ميدهند از خطر مرگ جلوگيري کند ولي در همان حال به خاطر ترسو بودن نبايد نکوهش شوند، نتيجه اين بازي، بستگي به تصميم هر دو راننده دارد يعني هر راننده بايد عمل راننده ديگر را پيش بيني کند.»بررسي ماتريس نشان ميدهد که نفع هر دو راننده در کاهش احتمال خطر بزرگ، رانندگي صحيح ميباشد.اما ماتريس نشان ميدهد هر دو راننده يا يکي از آنها ممکن است نتايج را غير از آنچه با اعداد مشخص شده ارزيابي کند، شايد هر بازيگر گزينه مرگ را بر سرزنش شدن ترجيح دهد.اصل اساسي نظريه «بازي» وجود يک استراتژي است، استراتژي اشاره به تصميم گيري عقلايي است که در آن براي رسيدن به بازده بهينه حتي بعد از در نظر گرفتن تمامي حرکات احتمالي طرف مقابل اقداماتي طرح ميشود : نظريه پردازان «بازي» براي تبيين استراتژي عقلايي اصطلاح «کم – زياد» را بکار ميبرند طرح اين استراتژي به منظور حمايت يک بازيکن در برابر بهترين بازي طرف مقابل است.دانشمندان علوم اجتماعي نظريه «بازي» را به عنوان يک ابزار تحليلي معرفي ميکنند تا براي مسئولان در زمينه خط مشي گذاران، يک راهنماي عملي باشد، شرايط نظريه «بازي» در زندگي واقعي به ندرت عينيت مييابد، نظريه «بازي» روش جالبي را از تفکر دقيق در مورد خط مشيهاي ناسازگار و متعارض ارائه ميدهد.
ه)مدل سيستمي «خط مشي به عنوان بازده سيستم» System Model: خط مشي عمومي به عنوان عکس العمل سيستم به نيروهايي در نظر گرفته شود که از محيط بيرون بر آن تاثير ميگذارند.نيروهايي که درون محيط، سازمان يافته و بر سيستم خط مشي گذار اثر ميگذارند به عنوان دورن دادهاي سيستم در نظر گرفته ميشوند، محيط به شرايط يا وضعيتي گويند که داخل تشکيلات و محدوده سيستم نباشد، ولي با آن مرتبط باشد.نظريه سيستم را محققان زيادي درصد تجزيه و تحليل و بررسي و پيامدهاي خط مشي مورد استفاده قرار داده اند.خط مشي در قالب سيستم در جامعه اشاره به مجموعهاي از نهادها و فعاليتهاي قابل شناسايي دارد که نيازها را به تصميمات معتبري که نيازمند پشتيباني تمام اقشار جامعه باشد تبديل ميکند، سيستم قادربه جوابگويي به نيروهاي اطراف خود بوده و اين امر را به خاطر حفظ خود انجام ميدهد.سيستم خود را از طريق مبادرت به اين فعاليتها حفظ ميکند :
1-ارائه بازدادههاي رضايت بخش و معقول2-اتکا به نيروهاي دروني3-استفاده از قدرت و اقتدار
و) مدل رضايت بخش : (Satisfying Model)
نتيجه کل بحث :مديران و تصميم گيرندگان در خلق يا تغيير نهاد و موسسه بايد بدانند خط مشي گذاري مهم ترين دليل و ابزار براي آنها ميباشد.
الف) خط مشيهاي قضايي(gudicial Policies) :به وسيله قوه قضائيه و دادگاهها اتخاذ و تدوين ميشود مانند دستورالعملهاي قوه قضائيه
ب) خط مشيهاي اجرايي (Executive Policies) :به وسيله سازمانها و دستگاههاي قوه مجريه تهيه و تنظيم ميشود نظير بخشنامههاي وزارتخانهها يا هيات دولت
ج) خط مشيها تقنيني (Legislative Policies) :به وسيله نمايندگان مجلس قانونگذاري از طريق ارائه طرحها يا لوايح قانوني مطرح و تصويب ميشوند مانند قوانين موضوعه بايد توجه داشت هر سازمان يا ارگاني که بخواهد براي اجراي برنامهها خود خط مشي انتخاب کند بايد فرآيند زيرا سپري نمايد :
الف) مرحله شناخت، درک و بيان مسئله يا شکل. ب) ارجاع و طرح مسئله در سازمانها و موسسات عمومي .ج) شکل گيري، تهيه و تدوين خط مشي عمومي.د) قانوني کردن و مشروعيت بخشيدن به خط مشي عمومي.ه) ابلاغ و اجراي خط مشي.و) ارزيابي خط مشي عمومي اجرا شده .
تمام مطالب فوق براي تعيين و اجراي خط مشي عمومي ميباشد ولي در سازمانها و ارگانهاي مختلف بايد الگوي خاص را طراحي نمود، بايد توجه داشت طراحي مدل، عملي خلاق بوده و ذهني آفرينش گر و نوآور ميطلبد، مدل سازي بايد براساس الگو برداري از اجزاي يک پديده در دنياي واقعي، خلق گردد، عمده مدلهاي خط مشي، که براي تصميم گيرندگان طراحي و به عنوان بهترين الگو مورد استفاده قرار ميگيرد اين گونه ميباشد :
الف) مدل نهادي (خط مشي به مثابه يک بازده نهادي) :سازمانهاي دولتي در طي دوراني طولاني، کانون اصلي مطالعات علوم سياسي بوده اند و به طور کلي فعاليتهاي سياسي بر موسسات دولتي نظير قواي سه گانه سازمانهاي محلي و شهرداريها متمرکز است و از لحاظ قانوني خط مشي عمومي به وسيله اين نهادها،تعيين، اجرا و امحال ميشود. به يک خط مشي، زماني عمومي گفته ميشود که توسط چندين موسسه دولتي پذيرفته شده باشد.عموماً سازمانهاي دولتي با تاکيد بر الگوهاي رفتاري که نظم مشخصي را در بلند مدت استمرار ميدهد، تاکيد دارند.
ب) مدل فرآيندي (خط مشي گذاري به مثابه فعاليتي سياسي)
ج) مدل عقلايي «خط مشي به مثابه حداکثر دستاورد اجتماعي» (Rational Model): خط مشي را عقلايي گويند که اولاً : ميزان ارزشها و مقاديري که به دست ميآورد، از آنچه از دست مي دهد بيشتر باشد.ثانياً : نتايج حاصل از آن نسبت به ساير خط مشيهاي قابل انتخاب، مطلوب تر باشد.در برخورد عقلايي با خط مشي علاوه بر بررسي متغيرهاي قابل اندازه گيري با واحد مالي، بايد ارزشهاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي که با موضوع خط مشي ارتباط دارند را در نظر گرفت.براي انتخاب خط مشي عقلايي، خط مشي گذاران بايد :
1-بر همه اولويتهاي ارزش جامعه و اهميت آنها واقف باشند.
2-با همه گزينههاي موجود خط مشي آشنا باشند.
3-پيامدهاي ممکن را براي هر خط مشي، پيش بيني کند.
4-نسبت هزينه به منفعت را براي همه گزينهها محاسبه کند.
5-بهترين گزينه را به عنوان خط مشي مطلوب انتخاب کند.
در مدل عقلايي براي تعريف مساله بايد دو مرحله احساس مشکل و ادراک مشکل را از هم متمايز نمود.در مرحله احساس، خط مشي گذاران بايد عارضهها و رويههاي بيروني مشکل را دريابند و در مرحله ادراک آن را ريشه يابي کند.برخي از موانع خط مشي گذاري عقلايي : 1-هيچ منفعت اجتماعي وجود ندارد که در مورد آن توافق کلي وجود داشته باشد.2-منافع و هزينههاي بي شماري را که با هم سازگار نيستند نميتوان بررسي کرد.3-خط مشي گذاران براي اتخاذ تصميمات بر مبناي اهداف اجتماعي انگيزهاي ندارند.
د) نظريه بازي «خط مشي گذاري به عنوان انتخابي عقلايي در شرايط رقابتي»(Game Theory Model) : اين نظريه به بررسي تصميمات عقلايي در محيطي رقابتي بين دو يا چند نفر (گروه) ميپردازد.در شرايط رقابتي بازده هر گزينه براي يک طرف، مرتبط به نتايج گزينه طرف ديگر ميباشد.نظريه بازي الگوي ذهن و استقرائي خط مشي گذاري است، اين تئوري توضيح نميدهد افراد واقعاً چگونه تصميم ميگيرند ولي نشان ميدهد که اگر افراد کاملاً عقلائي تصميم بگيرند در وضعيت رقابتي چگونه موضع خواهند گرفت.ضوابط «بازي» آشکار ميسازد که چه انتخابهايي در اختيار تمامي «بازيگران » قراردارد. ساده ترين شکل آن،يک ماتريس (2×2) است يعني فقط دو بازيگر در بازي شرکت کرده و هر بازيگر فقط دو گزينه براي انتخاب دارد.
ادامه مسير تغيير مسير
گزنه اول نتيجه1 نتيجه2
گزنه اول نتيجه3 نتيجه4
در خانههاي ماتريس، چهار پيامد احتمالي داريم، در نظريه بازي نتيجه واقعي و بازده هر بازيگر به امتياز او و رقبايش بستگي دارد.امتياز اختصاص يافته به هر نتيجه به صورت ارزشهاي عددي و کمي، در يکي از خانههاي ماتريس نشان داده ميشود.براي روشن شدن موضوع به اين مثال توجه کنيد « اگر دو راننده خودروهاي خود را با سرعت زياد در جهت مخالف يکديگر هدايت کند و قسمتي از هر خودرو بر روي خط مياني جاده باشد و هيچ کدام از راننده هامسير خود را به سمت راست خودشان تغيير ندهند، با هم برخورد ميکند، ولي رانندهاي که جهت خودروي خود را تغيير ميدهد،بازنده ميباشد.زيرا زودتر ترسيده است، البته که هر دو راننده ترجيح ميدهند از خطر مرگ جلوگيري کند ولي در همان حال به خاطر ترسو بودن نبايد نکوهش شوند، نتيجه اين بازي، بستگي به تصميم هر دو راننده دارد يعني هر راننده بايد عمل راننده ديگر را پيش بيني کند.»بررسي ماتريس نشان ميدهد که نفع هر دو راننده در کاهش احتمال خطر بزرگ، رانندگي صحيح ميباشد.اما ماتريس نشان ميدهد هر دو راننده يا يکي از آنها ممکن است نتايج را غير از آنچه با اعداد مشخص شده ارزيابي کند، شايد هر بازيگر گزينه مرگ را بر سرزنش شدن ترجيح دهد.اصل اساسي نظريه «بازي» وجود يک استراتژي است، استراتژي اشاره به تصميم گيري عقلايي است که در آن براي رسيدن به بازده بهينه حتي بعد از در نظر گرفتن تمامي حرکات احتمالي طرف مقابل اقداماتي طرح ميشود : نظريه پردازان «بازي» براي تبيين استراتژي عقلايي اصطلاح «کم – زياد» را بکار ميبرند طرح اين استراتژي به منظور حمايت يک بازيکن در برابر بهترين بازي طرف مقابل است.دانشمندان علوم اجتماعي نظريه «بازي» را به عنوان يک ابزار تحليلي معرفي ميکنند تا براي مسئولان در زمينه خط مشي گذاران، يک راهنماي عملي باشد، شرايط نظريه «بازي» در زندگي واقعي به ندرت عينيت مييابد، نظريه «بازي» روش جالبي را از تفکر دقيق در مورد خط مشيهاي ناسازگار و متعارض ارائه ميدهد.
ه)مدل سيستمي «خط مشي به عنوان بازده سيستم» System Model: خط مشي عمومي به عنوان عکس العمل سيستم به نيروهايي در نظر گرفته شود که از محيط بيرون بر آن تاثير ميگذارند.نيروهايي که درون محيط، سازمان يافته و بر سيستم خط مشي گذار اثر ميگذارند به عنوان دورن دادهاي سيستم در نظر گرفته ميشوند، محيط به شرايط يا وضعيتي گويند که داخل تشکيلات و محدوده سيستم نباشد، ولي با آن مرتبط باشد.نظريه سيستم را محققان زيادي درصد تجزيه و تحليل و بررسي و پيامدهاي خط مشي مورد استفاده قرار داده اند.خط مشي در قالب سيستم در جامعه اشاره به مجموعهاي از نهادها و فعاليتهاي قابل شناسايي دارد که نيازها را به تصميمات معتبري که نيازمند پشتيباني تمام اقشار جامعه باشد تبديل ميکند، سيستم قادربه جوابگويي به نيروهاي اطراف خود بوده و اين امر را به خاطر حفظ خود انجام ميدهد.سيستم خود را از طريق مبادرت به اين فعاليتها حفظ ميکند :
1-ارائه بازدادههاي رضايت بخش و معقول2-اتکا به نيروهاي دروني3-استفاده از قدرت و اقتدار
و) مدل رضايت بخش : (Satisfying Model)
نتيجه کل بحث :مديران و تصميم گيرندگان در خلق يا تغيير نهاد و موسسه بايد بدانند خط مشي گذاري مهم ترين دليل و ابزار براي آنها ميباشد.
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 9:54 توسط رسول حسن زاده
|
این وبلاگ به منظور توسعه سطح علمی مدیران کشور و پل ارتباطی بین دانشجویان مدیریت و حسابداری ساخته شده است.و سعي شده است كه از جديدترين و پر مخاطبترين مطالب استفاده گردد و اينجانب اعلام ميدارم در تمامي مراحل آماده پاسخگويي به سوالات مدیران و دانشجويان و دوستان گرامي در زمينه مديريت، حسابداری، سرمایه گذاری در بورس و مشاوره پایان نامه و تجزیه و تحلیل آماری مي باشم.