خطراتی که عرصه‏های مدیریت را تهدیدمی‏کند، فراوان است. برخی از این آفتها که‏ضررهای جبران‏ناپذیر به پیکره‏ی مدیریت‏وارد می‏سازند، در این تحقیق به طور خلاصه‏مطرح شده‏اند. هدف از طرح این آفتها این‏است که دیدگاه اسلام را در باره‏ی مدیریت ازنگاه آفت‏خیز بودن آن بدانیم. سعی ما در این‏نوشتار این است که خطرهایی که همواره‏مدیران را تهدید می‏کند و علاوه بر تهدیدمدیریت‏سازمانها، شخصیت انسانی مدیران‏را نیز تهدید می‏کند; مطرح نماییم.

2-1 غفلت در برنامه ریزی

برنامه ریزی از ارکان اساسی مدیریت است.غفلت دربرنامه ریزی از آفتهای مدیریت‏است. مدیران هماره به دلیل تراکم کار، درمعرض این خطر هستند. مشکلات ناخواسته‏نیز سبب می‏شود تا مدیران به کارهای روزمره‏اداری مشغول شوند و از برنامه ریزی غفلت‏نمایند.

برنامه ریزی عبارت است از: «تفکر درکلیات و جزئیات برنامه و یا به عبارت دیگر،تعیین و اتخاذ شیوه و روش‏هایی که ما را به‏بهترین نتیجه مطلوب برساند.» (1)

برنامه ریزی در بردارنده‏ی هدف‏های‏سازمان و نقشه‏ی انجام کار است. (2)

غفلت از برنامه ریزی موجب انجام کارها ازروی عجله و بدون تدبیر می‏شود. آیات وروایات فراوانی به مذمت انجام کارها از روی‏عجله و بدون تدبیر پرداخته‏اند. حضرت‏علی‏علیه السلام در باره‏ی تفکر برای انجام کارهافرمود:

«التدبیر قبل العمل یومنک من‏الندم‏» (3)

اندیشه پیش از اجرای کار، تو را از پشیمانی‏در امان نگه می‏دارد.

غفلت از برنامه ریزی موجب پدید آمدن‏مشکلات ناخواسته و پیش بینی نشده‏می‏شود. حضرت علی‏علیه السلام در این باره فرمود:

«من قعد عن حیلته اقامته الشدائد» (4)

کسی که از برنامه ریزی غفلت کند،مشکلات بر او خواهند آمد.

عجله در برنامه ریزی سبب می‏شود تااستفاده بهینه از کارکنان و امکانات نشود.بسیاری از مدیران به خاطر بهره مندی اداره‏از امکانات مناسب، از برنامه ریزی مناسب‏برای استفاده از آن امکانات برای رسیدن به‏اهداف از پیش تعیین شده غفلت می‏کنند.این دسته از مدیران در برنامه ریزی عجله‏می‏کنند و دقت لازم را روا نمی‏دارند. برنامه‏ریزی اگر با حوصله و ظرافت‏خاص انجام‏شود، کارگرتر از امکانات مناسب برای انجام‏کارهاست. حضرت علی‏علیه السلام در این باره‏فرمود:

«التلطف فی الحیلة اجدی من‏الوسیلة‏» (5)

ظرافت دربرنامه ریزی بهتر از امکانات‏است. غرور باعث می‏شود تا افراد خود را درمرحله‏ای ببینند که بی‏نیاز از مشورت باصاحب نظران، به برنامه ریزی بنشینند.برخی ازمدیران به خاطر دانش فراوان وتجربه‏ای بسیار در مدیریت چنان دچار عجب‏می‏شوند که حتی در جلسات برنامه ریزی به‏نظر دیگران احترام نمی‏گذارند. دربرنامه‏ریزی باید از نظرات همه‏ی صاحب نظران‏بهره جست. چه بسا افرادی که از دانش نظری‏وتجربه‏ی عملی کمتری برخوردارند، اماپیشنهادها و انتقادهای بسیار سازنده‏ای ارائه‏می‏دهند. یک مدیر موفق به همه‏ی طرح‏ها، بادقت گوش می‏کند و بهترین آن‏ها را انتخاب‏می‏کند. حضرت علی‏علیه السلام در باره‏ی این که‏خود بزرگ بینی باعث کوتاهی در برنامه‏ریزی‏می‏شود، فرمود:

«من اعجب بحسن حالته قصرعن حسن‏حیلته‏» (6)

کسی که به خوبی‏های خود مغرور شود،دربرنامه‏ریزی کوتاهی خواهد کرد.

2-2 اعتماد به سست عنصرها

مدیریت نیازمند تکیه بر نیروهای قوی ومتعهد است. راحت طلبان هرگز مشاوران‏خوبی نیستند. حضرت علی‏علیه السلام‏فرمود:

«لا تتکل فی امورک علی کسلان‏» (7)

درکارهایت‏به افراد تنبل تکیه نکن.

مدیر هماره باید از اعتماد به نیروهای‏ضعیف و کند پرهیز نماید. اعتماد به نیروهای‏سست عنصر موجب کندی روند کارهامی‏شود. سوگمندانه باید پذیرفت که بسیاری‏از طرح‏های عالی که سالیان دراز برای‏تصویب آن‏ها وقت صرف شده و صاحب‏نظران متخصص و متعهد فراوانی در تهیه وتکمیل آن‏ها زحمت کشیدند، هنگام اجراناکام ماند و تنها دلیل این امرهم اعتمادمسؤولان به عناصرتنبل و ضعیف بود.بسیاری از طرح‏های کلان به افراد تنبل وبی‏اراده سپرده شد و موجب ضایع شدن بیت‏المال شد. مدیر هرگز نباید امور مهم را به‏افرادی که تنها در عرصه‏ی شعار جولان‏می‏دهند، بسپارد.

2-3 نداشتن سعه‏ی صدر

مدیریت‏به ابزار مختلفی نیاز دارد که یکی‏از ابزارهای اصلی آن، داشتن سعه‏ی صدراست. نداشتن سعه‏ی صدر آفت مهمی است‏که مدیریت را تهدید می‏کند. مدیر باید بتوانددر رویارویی با مشکلات، با حوصله‏ی فراوان‏به ارزیابی آن‏ها پرداخته و بابرنامه ریزی‏دقیق به حل آن‏ها بپردازد. مدیر در برخورد باافراد مختلف، باطرز تفکرهای مختلف رو به‏رو می‏شود. گاه نظرهایی صد درصد مخالف‏طرزتفکر او در جلسات طرح می‏شود که مدیرباید قدرت تحمل آن‏ها را داشته باشد. مدیرباید سلیقه‏ی شخصی، گرایش سیاسی وعلاقه‏ی خود به افراد و طرز تفکرهای مختلف‏را فدای اهداف سازمان بنماید. حضرت‏علی‏علیه السلام درباره‏ی سعه‏ی صدر فرمود:

«آله الریاسة سعة‏الصدر» (8)

ابزار ریاست، سعه‏ی صدر است. تنگ‏نظری و کم حوصلگی در برخورد بانظرات‏مخالف و مشکلات پیش بینی نشده، آفت‏خطرناک مدیریت است. مدیر باید در برابرانتقادها از خودنرمش نشان دهد و به‏پیشنهادهای رسیده توجه نماید. نداشتن‏سعه‏ی صدر موجب می‏شود که نیروهای‏متخصص که از لحاظ فکری و سلیقه‏های‏شخصی با مدیر اختلاف دارند، با او همکاری‏نکنند.

2-4 غفلت در انتصاب‏ها :

حضرت علی‏علیه السلام فرمود:

«لابد للناس من امیر بر او فاجر یعمل‏فی امرته المؤمن و یستمتع فیها الکافر» (9)

مردم به فرمانروا نیازدارند، خواه نیکوکارباشد یا فاسد، تا مؤمنان در سایه‏ی حکومت اوبه کار خود مشغول و کافران از حکومت اوبهره‏مند شوند.

بدون مسؤول گذاشتن واحدهای سازمان،از ضعفها و آفتهای مدیریت است. مدیر نبایدهیچ یک از معاونت‏ها، اداره‏ها و واحدها ودیگر بخش‏های سازمان را بدون مسؤول قراردهد. زمانی که مدیر فردی را لایق ریاست‏بخشی از سازمان نمی‏بیند و یا به عللی مانندبروکراسی اداری نمی‏تواند به سرعت فردی رابه عنوان مسؤل بخشی از سازمان بگمارد،باید یکی از افراد سازمان را به صورت موقت‏به‏ریاست آن بخش انتخاب نماید. بلاتکلیفی‏کارکنان که در صورت نبودن مسؤول مستقیم‏برای آن‏ها رخ می‏دهد، در اندک مدتی به هرج‏و مرج، بی نظمی، اخلال درکارها و دیگرمشکلات منجر می‏شود. بدین خاطر است که‏امیرالمؤمنین‏علیه السلام فرمود:

«وال غشوم ظلوم خیر من فتنة‏تدوم‏»(10)

حکمران فاسد و ستمگر بهتر از هرج و مرج‏همیشگی است.

2-5 انتصاب مدیران کم تجربه

مدیریت، علمی است که آمیخته باتجربه‏است. یادگیری علوم مختلف برای احرازپستها لازم است اما تجربه نیز شرطی مهم دراین مورد است. چه بسا افرادزیادی که ازدانش نظری خوبی نیز برخورداربودند، اما چون تجربه‏ای در مدیریت نداشتند، درمدیریت ناموفق بودند. حضرت علی‏علیه السلام‏فرمود:

«من قلت تجربته خدع‏» (11)

کسی که تجربه‏اش کم باشد، فریب خواهدخورد.

متاسفانه بسیاری از طرحهای ملی و کلان‏کشور گاه به مدیرانی سپرده می‏شود که کم‏تجربه‏اند. تعهد، تحصیلات عالی و دلسوزی،شروط لازم برای سپردن مسؤولیت‏به‏مدیران است اما این شروط به تنهایی کفایت‏نمی‏کنند. تجربه باید ملاک اعطای مسؤولیت‏به افراد باشد. دادن مسؤولیت‏به افراد کم‏تجربه، موجب می‏شود که افراد با تجربه‏دلسرد شوند و دل در گروکار نبندند. انتصاب‏افراد کم تجربه برای مسؤولیت‏های مهم، خطری است که هماره مسؤولان راتهدیدمی‏کند. چه بسا افرادی که به خاطر ملاحظات‏سیاسی و به کارگماردن نیروهای حزب اللهی‏و گاه به خاطر رفاقت، نیروهای کم تجربه را به‏مسؤولیت‏های مهم می‏گمارند و ضربه‏ای‏سنگین بر پیکر سیاسی - اقتصادی - فرهنگی‏جامعه می‏زنند.

2- 6غفلت از مشورت

خداوند به حضرت محمدصلی الله علیه وآله دستورمی‏دهد که با دیگران مشورت کند. (12)

حضرت علی‏علیه السلام نیز به مالک اشتر فرمان‏می‏دهد که با خردمندان مشورت کند. (13)

مشورت کردن با دیگران، شریک شدن درعقل وتجربه‏ی آن‏هاست. غفلت از مشورت‏موجب پناه بردن به استبداد می‏شود. مدیرهماره باید خود را نیازمند مشورت بامسؤولان، کارکنان و صاحب نظران ببیند.حضرت علی‏علیه السلام در باره‏ی مشورت فرمود:

«من استبد برایه هلک و من شاورالرجال شارکها فی عقولها» (14)

کسی که به فکر خودش استبداد بورزد،هلاک می‏شود و کسی که با دیگران‏مشورت‏بورزد، با آن‏ها در اندیشه‏هایشان شریک‏خواهد شد.

از آفتهای خطرناک که عرصه‏ی مدیریت راتهدید می‏کند، این است که مدیر خود را ازمشورت با دیگران بی‏نیاز ببیند.

2-7 مدیریت از پشت درهای بسته

هرسازمانی از اجزایی تشکیل شده است‏که نیازمند هماهنگی است. برنامه‏ریزی کوتاه‏مدت و درازمدت نیزجزو وظایف مدیریت‏است. کنترل، سازماندهی، نظارت، هدایت ورهبری در یک سازمان به اطلاع دقیق مدیرسازمان از روند انجام کارها بستگی دارد.غفلت مدیر از روندکارهای روزمره‏ی سازمان،آفت مهم مدیریت است.

حضرت علی‏علیه السلام دراین باره فرمود:

«فلاتطولن احتجابک عن رعیتک فان‏احتجاب الولاة عن الرعیة شعبة من الضیق‏و قلة علم بالامور» (15)

پس دوری خود از زیر دستانت را طول مده.به درستی که کناره‏گیری مسؤولان اززیردستان، نوعی محدودیت و کم اطلاعی ازامور است.

مدیر به خاطر حضور در جلسات اداری وکارهای روزمره مجبور است که زمان زیادی ازوقت‏خود را در دفتر خویش بگذراند. این امرنباید به جدایی بین مدیر و نیروها منجر شود.زیرا محدود شدن مدیر، به اتاق کار، موجب‏محدودیت کانال‏های ارتباطی و اطلاع رسانی‏وی و عدم اطلاع او از نواقص کار می‏شود.

2-8 تکبر و غرور :

تکبر خطری است که همه را تهدیدمی‏کند; اما مدیران بیش‏تر از همه در معرض‏این خطر هستند. تکبر آفت مدیریت است.حضرت محمدصلی الله علیه وآله فرمود:

«من احب ان یتمثل له الرجال قیامافلیتبوا مقعده من النار.» (16)

کسی که دوست دارد دیگران رو به روی او(به خاطر احترام به او) بایستند، جایگاهش‏در آتش است.

غرور موجب تباهی انسان می‏شود.مدیریت هنگامی ارزش است که سجایای‏اخلاقی را نابود نسازد. تکبر سبب می‏شود که‏مدیر احساس برتری نسبت‏به دیگران را به‏اندازه‏ای برساند که از حرکت کردن پیشاپیش‏کارکنان، لذت ببرد. حضرت علی‏علیه السلام فرمود:

«ما اری شیئا اضر بقلوب الرجال من‏خفق النعال وراء ظهورهم‏» (17)

من ندیدم چیزی را که برای قلب(ایمان)های مردم زیان بارتر از صدای‏کفش‏ها پشت‏سرآن‏ها باشد.

2-9 تندخویی

بسیاری از مردم هنوز براین عقیده‏اند که بارافت و مهربانی نمی‏توان مدیریت کرد. برخی‏براین باورند که مدیر هماره باید گرزی به‏دست داشته باشد تا بتواند نیروها را به‏اطاعت از خویش وادار سازد. این افراد هماره‏در صددند تا تنبیه‏های اداری را به رخ‏کارکنان بکشند. متاسفانه برخی، قاطعیت رابا تندخویی و خشونت اشتباه گرفته‏اند.قاطعیت در مدیریت امری است لازم، اماخشونت امری دیگر است. مدیر باید بکوشد تاعلاوه براجرای دقیق دستوالعمل‏های اداری، از راه مهربانی به اداره‏ی امور بپردازد.رعایت اخلاق اسلامی هیچ گاه با اجرای‏مدیریت درست و کارآمد تنافی نداشته است.پیامبرگرامی اسلام‏صلی الله علیه وآله الگوی مدیریت‏اسلامی است. آن حضرت پس از تشکیل‏حکومت اسلامی، با قاطعیت تمام به اجرای‏احکام اسلامی پرداخت و مهربانی راسرلوحه‏ی کارهای‏خویش قرار داد. امام‏علی‏علیه السلام نیز این گونه بود. تندخویی، آفت‏مدیریت است وموجب هتک حرمت‏به مدیرمی‏شود. امام صادق‏علیه السلام فرمود:

«ان شئت ان تکرم فلن و ان شئت ان‏تهان فاخشن‏» (18)

اگر می‏خواهی به تو احترام شود، پس‏نرمش داشته باش و اگر می‏خواهی به تواهانت‏شود، خشن باشد.

2-10 مشغول شدن به کارهای جزئی

یکی از آفتهای مهم مدیریت این است که‏مدیر اهداف اصلی سازمان را رها کند و به امورجزئی اداری بپردازد. مدیر باید بیشتر دقت وتوان خود را برای اجرای اهداف سازمان‏صرف کند. درکشورهایی که نظام اداری آن هاباتحولات جامعه هماهنگ نیست، مدیران به‏جای پرداختن به برنامه‏های اساسی‏سازمانی، به امور جزئی که وظیفه‏ی کارکنان‏عادی سازمان است، می‏پردازند.

هرسازمانی برای رسیدن به اهداف‏خویش، برنامه هایی را به عنوان برنامه‏های‏محوری تصویب می‏کند و تمام سازمان را درخدمت آن برنامه‏ها قرار می‏دهد. مدیر بایدتمام عوامل را بسیج کند تا محورهای اصلی‏سازمان را اجر کنند. پرداختن به کارهای‏معمولی موجب می‏شود تا مدیر از روند اجرای‏برنامه‏های اصلی غافل شود و این برنامه‏هااجرا نشود. حضرت علی‏علیه السلام دراین باره‏فرمود:

«یستدل علی ادبار الدول باربع: تضییع‏الاصول و التمسک بالفروع و تقدیم‏الاراذل و تاخیرالافاضل‏» (19)

چهار چیز دلیل سقوط دولتها شمرده شده‏است: ضایع کردن کارهای اصلی، مشغول‏شدن به کارهای جزئی، برتری دادن افرادپست و کنارگذاشتن افراد با فضیلت.

2-11 استفاده نکردن از تشویق و تنبیه

تشویق نیروهای خوب و تنبیه نیروهای‏ضعیف موجب می‏شود تا انگیزه‏های بهبودکار در بین کارکنان قویت‏شود. بی‏تفاوت‏بودن مدیر نسبت‏به سرانجام کارها و احاله‏ی‏آن ها به قوانین خشک اداری، موجب می‏شودکه روح رقابت در بین کارکنان بمیرد. مدیرمی‏تواند با تشویق نیروهای کارآمد و تنبیه‏نیروهای خطاکار و ضعیف موجب شود که‏روند اجرای کارها بهبود قابل ملاحظه‏ای‏بیابد. حضرت علی‏علیه السلام فرمود:

«لایکونن المحسن و المسی‏ء عندک‏بمنزلة سواء فان فی ذلک تزهیدا لاهل‏الاحسان فی الاحسان و تدریبا لاهل‏الاسائة علی الاسائة.» (20)

افراد نیکوکار و خطاکار در نزد تو نباید برابرباشند. زیرا این کار سبب می‏شود که‏نیکوکاران در انجام کارهای نیک، بی‏رغبت وخطاکاران در انجام بدی‏ها، جسور شوند.

تشویق هماره با اهدای جوایز مادی ومعنوی همراه است. تنبیه نیز معمولا بامحروم کردن خطاکاران همراه است. گاه بایک تیر می‏توان دو نشان را هدف زد. یعنی‏اهدای جایزه به کارکنان پرتلاش به نحوی‏باشد که موجب تنبیه خطاکاران شود. (21)

2-12 غفلت از اندیشه‏های بزرگ مردان‏کوچک

مدیر باید هوادار اندیشه‏های درست‏باشد،ولو این اندیشه از مغز هر فردی تراوش کرده‏باشد. پیشنهاد و انتقاد سازنده از سوی هریک‏از کارکنان که باشد، مفید است. یک مدیرموفق نباید طرح‏ها را به خاطر طراح آن‏ها مدنظر داشته باشد. چه بسا افراد دون پایه‏ی‏اداری که طرح‏های بسیار ارزشمند ارائه‏می‏دهند. غفلت از اندیشه‏های دیگران و اکتفابه طرح‏های مسؤولان از آفات بزرگ وخطرناکی است که هر مدیری را تهدیدمی‏کند. معمولا کارکنان عادی که مسؤولیت‏بخشی از اداره را ندارند، به خاطر درگیر بودن‏دائمی باکارها از مشکلات ریز اداری آگاه‏هستند. به همین خاطر می توانند راه‏حل‏های مناسبی برای آن‏ها ارائه دهند. بهاندادن به نظرات کارکنان عادی به بهانه‏ی این‏که نظرات آن‏ها کوچک است، آن هم بدین‏خاطر که آن‏ها مسؤول واحد، اداره یا بخشی ازسازمان نیستند، از آفات مدیریت است.حضرت علی‏علیه السلام در این باره فرمود:

«لاتصغرن عندک الرای الخطیر اذا اتاک‏به الرجل الحقیر.» (22)